قادر حيدرى فسايى
119
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
1 ) كلمه حال عند الاطلاق ظهور در زمان حال دارد و زمان حال همان حال نطق است . جواب : اين ظهور زمانى حجت است كه دليل قطعى بر رد آن نباشد و حال آنكه دليل قطعى بر رد آن گفته شد . 2 ) مشتق « 1 » عند الحمل انصراف به زمان حال دارد و اين انصراف از مجرد الحمل بدون استفاده از مقدمات حكمت و يا از مقدمات حكمت ( با توجه به امكان اطلاق و تقييد و در مقام بيان بودن متكلم ، اگر مراد متكلم از مشتق عند الحمل غير از زمان حال مىبود ، لعليه البيان و حيث لم يبيّن فهو المراد . چون غير زمان حال محتاج به بيان است ) ناشى شده است . جواب : انصراف مسلم است . لكن الحاصل بالانصراف ( مراد از مشتق با انصراف حاصل مىشود ) غير مفيد و المفيد ( موضوع له مشتق ) غير حاصل بالانصراف . قوله : سادسها . [ اصل در مسئله ] در صورت عجز از اقامهء دليل بر معناى مشتق ، اصل لفظى در اين مسأله وجود ندارد كه بهوسيله آن معناى مشتق روشن شود . اشكال : دو اصل وجود دارد كه بهوسيله آن مىتوان تشخيص داد كه مشتق براى اعم از متلبس و منقضى وضع شده است . اين دو اصل عبارتند از : 1 ) اصالة عدم ملاحظهء خصوصيت . ( اصل اين است كه واضع هنگام وضع مشتق ملاحظه خصوص متلبس نكرده است چون ملاحظه خصوصيت ، امر حادث است و اصل در هر حادث عدم آن است . پس ملاحظه اعم نموده و مشتق را براى آن وضع نموده است ) . 2 ) غلبه . ( مشتق هم در ذات متلبس و هم در ذات منقضى استعمال مىشود . در
--> ( 1 ) - الظاهر انه لا خصوصية للمشتقات بل هو مطرد فى جميع الجمل الاسميّة فكما انّ ظاهر قولنا : زيد عادل انّه عادل حال النطق كذلك ظاهر قولنا : هذا زوج و هذه زوجة و هذا رطب و هذا تمر انّه كذلك حال النطق . حقائق الاصول ، ج 1 ، ص 109 .